روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی  علم روانشناسی مهم است زیرا:

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی امروزه در اکثر رشته های تحصیلی، روان شناسی به عنوان یکی دروس اصلی به شمار می رود. چرا که انسان هر کجا که برود با انسان های دیگر سرو کار خواهد داشت پس باید آن ها و مهم تر این که خود را بشناسد تا بتواند زندگی بهتری داشته باشد..

 

روانشناسی چیست؟

علم روان‌شناسی مفاهیمی همچون ادراک، شناخت، تمرکز، توجه، احساسات، پدیده شناسی، انگیزه،

کارکرد ذهن، شخصیت، رفتار، روابط بین فردی، خانواده و دیگر زمینه‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

روان‌شناسان زمینه‌های مختلف، روش‌های علمی و تجربی را برای استنباط

رابطه علت و معلولی و یا هر نوع رابطه همبستگی میان پدیده‌های گوناگون روان‌شناسی بکار می‌گیرند.

روان‌شناسی علمی فراشاخهای است؛ غیر قابلِ مشاهده

بودنِ موضوع این علم ـ یعنی ذهن و روان ـ و انتزاعی بودن مفاهیم آن، دلیل شباهت این علم به علوم انسانی است؛

اما از سوی دیگر مطالعه به «روش علمی»، و تجربی بودنِ بخشی از مراحل آزمایش،

روان‌شناسی را به دایرهٔ علوم تجربی می‌کشاند؛ همچنین عقیده و دیدگاه روان‌شناس نسبت

به انسان، در فرایند تحقیق بسیار مأثر است، لذا از این جنبه نیز، روان‌شناسی ی به

دنیای فلسفه مرتبط می‌شود. به این ترتیب شاید بتوان روان‌شناسی را حقیقتاً

آمیزه‌ای منحصربه‌فرد از علوم گوناگونی نظیر زیست‌شناسی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و … دانست.

روان‌شناسی، علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ

بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخه‌های تحصیلی است

که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی، با مفاهیمی نظیر رشد، سلامت، رفتارهای اجتماعی، شناخت و … را در بر می‌گیرد.

روانشناسی زن و مرد :

همانگونه که میان دو جنس از نظر ساختمان بدنی تفاوت وجود دارد، از لحاظ

ویژگی های روانی نیز تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود که بعضی از آنها در این قسمت مطرح می گردند:

 تفاوت های روانشناسی:

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی

که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند.

در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد.

زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند .

دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند.

مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند.

زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد

و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .

مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

 

روانشناسی را فرا بگیریم

 

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

 

 

 

 

به احتمال خیلی زیاد اکثر ما دارای فرزند خواهیم شد. اگر از روان شناسی رشد آگاهی پیدا کنیم ، خواهیم دانست که مراحل مختلف زندگی چگونه است.

از تشکیل نطفه، دوران جنینی، اتفاقات حین زایمان، نوزادی، عقب ماندگی های احتمالی و روش های جلوگیری از آن هاو… اطلاع خواهیم داشت و این آگاهی کمک خواهد کرد که فرزندان و در نتیجه نسلی سالم تری تربیت کنیم و در نهایت جامعه ی سالم تری داشته باشیم.

به عبارت دیگر، ‌آگاهی از حالت های روانی انسان ها در هر یک مراحل کودکی، نوجوانی، جوانی ، بزرگ سالی و پیری، باعث نشان دادن واکنش متناسب با انتظارهای هر یک از افراد اجتماع خواهد شد.

اخیراً مشکلات سلامت روان بیشتر شده و یا اینکه بشر بیشتر به آن توجه کرده‌است

رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند.

به احتمال خیلی زیاد اکثر ما دارای فرزند خواهیم شد. اگر از روان شناسی رشد آگاهی پیدا کنیم ، خواهیم دانست که مراحل مختلف زندگی چگونه است.

 

روانشناسی چیست؟

روانشناسی چیست؟ روانشناسی علم مطالعه رفتار و فرآیندهای موجود زنده

روانشناسی چیست؟]

روانشناسی چیست؟

روانشناسی چیست؟ روانشاسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

 روانشناسی چیست؟ روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

روانشناسی چیست؟اشکی که کودک در غیاب مادر خود می ریزد یک رفتار قابل مشاهده است.

 روانشناسی چیست؟روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

برخی روان شناسان، از جمله رفتار گرایان، معتقدند که فرآیند های ذهنی قابل مطالعه نیست، یعنی ما نمی دانیم در مغز کودک، چه می گذرد.

به همین خاطر عده ای این تعریف مقبول آنان نیست و روانشناسی را اینگونه تعریف میکنند:

روان شناسی  تنها علم مطالعه ی رفتار های قابل مشاهده است.

در تعریف کامل تر علم روانشناسی میتوان چنین گفت:

روان‌شناسی،

علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ

بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخه‌های تحصیلی است

که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی، با مفاهیمی نظیر رشد، سلامت، رفتارهای اجتماعی، شناخت و … را در بر می‌گیرد.

آغاز روان‌شناسی به شکل علمی و آکادمیک، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمی گردد؛

می‌توان گفت اکتشافات و تحقیقات قابل توجه در روان‌شناسی، تنها از حدود ۱۵۰ سال پیش شروع شده است؛

و این درحالی است که علوم تجربی دیگر از تاریخچه‌ای بلندتر و پربارتر برخوردار اند.

البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرن‌هاست که ذهن متفکران را به خود مشغول کرده

و آثار مکتوب آن از دانشمندان یونانی و متفکرانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو نیز در دست است،

اما این شاخه از علم تا پیش از روان‌شناسی جدید، به صورت مدون و آکادمیک مورد مطالعه قرار نگرفته بود.

در جهان صنعتی امروز، تقریباً هیچ فعالیت و حرفه‌ای یافت نمی‌شود که به درک

و اندیشهٔ انسانی وابسته نباشد؛ در نتیجه روان‌شناسی با زندگی انسان مدرن پیوندی نا گسستنی ایجاد کرده‌است.

بعلاوه رشد علم، تکنولوژی و سطح رفاه عمومی، موجب شده تا آدمی وقت بیشتری

برای تفکر و اندیشه پیدا کند؛ بنابراین مسائل، مشکلات و حتی بیماری‌های نوظهوری

در میان افکار و ذهنیات بشر پدید می‌آید که نیاز به یافتن راه حل، درمان و پیشگیری را دو چندان می‌کند؛

راه حلی که امروزه روان‌شناسی طلایه‌دار آن است.

روانشناسی چیست؟