مشاوره روانشناختی

مشاوره روانشناختی:معنای لغوی مشاوره روانشناختی،

مشاوره روانشناختی همکاری کردن و رأی و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است

 

 

 

 

مشاوره روانشناختی بررسی شناخت و تاثیرات آن

 

 

مشاوره روانشناختی اقدامی حمایتی بر پایهٔ علوم روان‌شناسی در حمایت از فردی است که آسیب دیده یا در معرض آسیب قرار دارد.مشاوره روانشناختی  کاری تخصصی است.

برخی ابعاد مشاوره عبارتند از:

مشاوره تحصیلی، مشاوره خانواده، مشاوره شغلی، مشاوره توانبخشی، مشاوره ژنتیک، و… که در این میان مشاوره ژنتیک از زیر مجموعه های علم روانشناسی نمی‌باشد.

 

 

مشاوره رونشناختی اقدامی

حمایتی بر پایهٔ علوم روان‌شناسی در حمایت از فردی است که آسیب دیده یا در معرض آسیب قرار دارد.

مشاوره، کمک مشورتی، فکری و اطلاعاتی همراه با آزادی دادن در گزینش راه حل و احترام،

با استفاده از دانش روان‌شناسی به فردی است که در شرایط انتخاب راه حل و تصمیم‌گیری

قرار دارد یا در سازگاری با محیط اطراف خود دچار مشکل است.

مشاوران با بهره‌گیری از مهارت‌های گوناگون روان‌شناختی، مانند روانکاوی، می‌کوشند

به مراجع، در جهت تخلیهٔ هیجانی، غلبه بر هیجانات منفی، سازگاری و گزیدن راهکار برای مسائل، یاری رسانند.

مشاوران، با استفاده از مهارت‌های کلامی و روان‌شناختی خود،

از راه سعی در تقویت عزت نفس، تفکر مثبت و احساس سلامتی روان، تقویت قدرت روحی و آگاهی‌بخشی،

به حل مشکل مددجو توسط خود او و با توجه به تفاوت‌های فردی و شرایط وی، کمک می‌کنند.

مشاوره دارای ابعاد و انواع بسیار و گسترده‌ای است؛

به طور عمومی‌مشاوره تخصصی از رشته‌ها و مهارت‌های زیر مجموعهٔ روانشناسی است.

برخی ابعاد مشاورهٔ روانی عبارتند از:مشاوره تحصیلی، مشاوره خانواده،

مشاوره شغلی، مشاوره توانبخشی، مشاوره ژنتیک، و… که در این میان مشاوره ژنتیک

از زیر مجموعه‌های علم روانشناسی نمی‌باشد.در این مقاله، به مشاورهٔ روان‌شناختیپرداخته می‌شود.

وظیفهٔ مشاور به عنوان شخصی که داری مهارتهای علمی روان‌درمانی (البته به جز دارودرمانی) است،

یاری رساندن و ارائهٔ راه حل به مراجع دربارهٔ مشکلاتی است که مراجع در شغل،

روابط، احساسات و دیگر امور خود مطرح می‌کند. رشتهٔ دانشگاهی مشاوره، در ایران، دارای مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتراست.

مشاوره روانشناختی:معنای لغوی مشاوره روانشناختی، همکاری کردن و رأی و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است

روانشناسی جذب

 روانشناسی جذب جنس مخالف و شاه کلیدهایی که باید در زندگی به کار ببرید.

روانشناسی جذب روان‌شناسان اجتماعي چند دليل قابل‌ قبول و منطقي در اين‌باره ارائه داده‌اند.

 

روانشناسی جذب جنس مخالف وشاه کلیدهایی که باید به کار ببرید

 

روانشناسی جذب

همانگونه که میان دو جنس از نظر ساختمان بدنی تفاوت وجود دارد،

از لحاظ ویژگی های روانی نیز تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود که بعضی از آنها در این قسمت مطرح می گردند:

 تفاوت های روانشناسی:

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند

در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند

در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

 ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند
از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند
دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند.
و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.
مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند.
مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند.
زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد
و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .
 مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

کجا باید چیکارکنم :

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند

آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

 زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند.

نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد

که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

روانشناسی جذب جنس مخالف و شاه کلیدهایی که باید در زندگی به کار ببرید.

روان‌شناسان اجتماعي چند دليل قابل‌ قبول و منطقي در اين‌باره ارائه داده‌اند.

روانشناسی جذب جنس مخالف وشاه کلیدهایی که باید به کار ببرید

روانشناسی جذب

هرچند اغلب مردم به نزديکي يا مجاورت جغرافيايي (براي مثال همشهري يا هموطن بودن)

به‌عنوان يک عامل مهم در پيدايي عشق توجه نمي‌کنند، اما بايد گفت اين عامل،

يکي از مهم‌ترين متغيرها در اين ارتباط است. سوال اين است که چرا مجاورت جغرافيايي چنين نقش مهمي دارد؟

روانشناسی جذب جنس مخالف

روان‌شناسان اجتماعي چند دليل قابل‌قبول و منطقي در اين‌باره ارائه داده‌اند.

اولين دليل اينکه الفت و آشنايي باعث پرورش احساس دوست داشتن و عشق مي‌شود.

مطالعات در اين زمينه نشان داده وقتي ما به‌طور مکرر در معرض محرک‌هاي جديد و ناآشنا مانند

موزيک‌هاي جديد، تابلوهاي نقاشي، صورت انسان‌ها، خيابان‌ها، ميادين و مجسمه‌ها و… قرار مي‌گيريم،

در اثر تکرار و در نتيجه مانوس شدن با اين محرک‌ها، علاقه و اشتياقمان به آنها روزبه‌روز بيشتر مي‌شود.

چنين مساله‌اي توجيه‌کننده اين است که چرا مردم چيزهايي يا افرادي را که براي آنها آشنا يا ملموس هستند،

بر چيزهاي ديگر ترجيح مي‌دهند. به‌علاوه، نزديکي يا مجاورت جغرافيايي باعث مي‌شود

افراد مکررا يکديگر را در مکان‌هاي مشترک و هنگام انجام فعاليت‌هاي مشابه ببينند،

فعاليت‌هايي که مي‌تواند نشان‌دهنده علايق مشترک بين آنها نيز باشد و به اين دليل نيز جذب يکديگر شوند.

تکرار شدن مداوم انسان‌ها براي يکديگر، حسي از دلبستگي عاطفي در آنها به‌وجود مي‌آورد

که در نهايت باعث شکل‌گيري رابطه عاشقانه مي‌شود.

از طرف ديگر، ترجيحات زنان براي انتخاب فردي مسن‌تر با جايگاه اجتماعي

و مالي مناسب مي‌تواند تضمين‌کننده آينده فرزندانشان باشد،

جواني و جذابيت ظاهري براي زنان اهميت چنداني ندارد زيرا در فرآيند زاد ولد،

توانايي فيزيکي مردان و سن و سال آنها، نسبت به سن و وضعيت فيزيکي زنان، تاثير چنداني نخواهد داشت.

آیا آدمهای اطرافمان را کنترل میکنیم؟

کنترل کردن رفتار اطرافیانمان خوب یا بد؟

آیا آدمهای اطرافمان را کنترل میکنیم؟

 

کنترل کردن رفتار اطرافیانمان خوب یا بد؟

 

بسیاری از افراد گمان می کنند با کنترل زندگی اطرافیانشان می توانند کنترل بیشتری بر زندگی خودشان نیز داشته باشند. هر چند که بسیاری اوقات این تلاش، نتیجه معکوس می دهد و نه تنها اضطراب فرد را کم نمی کند، بلکه بر نگرانی های او نیز اضافه خواهد کرد.
1- وقتی می خواهید برای خود خرید کنید، ترجیح می دهید به تنهایی این کار را بکنید یا اینکه فرد دیگری هم همراهی تان کند؟

الف) دوست دارم کسی همراهی ام کند

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) وقتی می خواهم برای خودم خرید کنم، دوست دارم تنها باشم

2- آیا دوست دارید حیوان خانگی داشته باشید؟

الف) خیر

ب) بله

ج ) بله، الان یک حیوان خانگی دارم و بیشتر اوقات هم داشته ام.

3- آیا فکر می کنید اگر شما یکی از مقامات رده بالای کشور بودید، حتما در کشور بهبود چشمگیری حاصل می شد؟

الف) خیر

ب) احتمالا

ج ) بله

4- کدام یک از این موارد شما را بیشتر می ترساند؟

الف) پنج سال در یک جزیره ناآشنا زندگی کنم

ب) پنج سال در زندان باشم

ج ) پنج سال در میدان جنگ، با دشمن مبارزه کنم

5- آیا دوست دارید مسئول نمایش فیلم در سینما باشید؟

الف) فرقی نمی کند

ب) هرگز، این کار به شدت خسته کننده است

ج ) بله

6- شما سال پیش از محل کار قبلی تان بیرون آمدید و چند روز پیش به طور اتفاقی در خیابان یک یاز همکاران سابق تان را دیدید، وقتی از او در مورد اوضاع شرکت می پرسید، دوست دارید چه پاسخی بشنوید؟

الف) شرایط خیلی خوب شده است

ب) شرایط تغییر خاصی نکرده است

ج ) از وقتی رفتی، همه چیز به هم ریخته است

7- یک یاز دوستان تان به همراه جمعی از بچه های دانشگاه کار جدیدی را آغاز کرده اند و به شما پیشنهاد همکاری داده است، نظر شما چیست؟

الف) بسیار خوشحال می شوم و آن را قبول می کنم

ب) کمی تعجب می کنم اما ترجیح می دهم به تنهایی و برای خودم کار کنم

ج ) اصلا دوست ندارم با دوستانم همکار شوم، به همین دلیل پیشنهاد او را رد می کنم

کنترل کردن رفتار اطرافیانمان خوب یا بد؟

8- اگر ناگهان اطرافیانتان شما را با اسم هایی که به نظرشان به شما می آید؛ مثلا «نچشم آبی» یا «موفرفری» صدا بزنند، چه حسی پیدا می کنید؟

الف) دوست ندارم، بنابراین به آنها می گویم مرا با اسم خودم صدا بزنند

ب) برایم مهم نیست

ج ) خوشحال می شوم؛ چون حتما با من احساس صمیمیت کرده اند

9- دستخط تان چگونه است؟

الف) بسیار زیبا

ب) معمولی

ج ) افتضاح و ناخوانا

10- هم شما و هم همسرتان می توانید رانندگی کنید. وقتی با هم بیرون می روید، ترجیح می دهید کدام تان رانندگی کنید؟

الف) همسرم

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) من

11- آیا اجازه می دهید دیگران صحبت شان را تمام کنند یا مدام میان صحبت هایشان می پرید و جملات شان را تمام می کنید؟

الف) معمولا صبر می کنم تا صحبت شان تمام شود

ب) معمولا میان صحبت شان می پرم یا جملات شان را تمام می کنم

ج ) متاسفانه معمولا این کار را می کنم و با اینکه این اخلاقم را دوست ندارم، نمی توانم خودم را اصلاح کنم

12- کدام یک از این موارد بهتر شما را توصیف می کنند؟

الف) وابسته

ب) متعادل

ج ) مهم و اثرگذار

13- اگر شرایط به میل تان نباشد، بدخلقی می کنید؟

الف) نه، سعی می کنم خودم را نگه دارم و بدرفتاری نکنم

ب) گاهی

ج ) بله

14- اگر شماره تلفن یکی از آشنایان را گم کرده باشید، از دوست و آشنا به دنبال شماره او می گردید؟

الف) نه. معمولا صبر می کنم تا خودش با من تماس بگیرد.

ب) فقط اگر کار مهمی با آن فرد داشته باشم.

ج ) حتما سعی می کنم از هر طریقی که شده است، شماره آن فرد را پیدا کنم؛ حتی اگر کار مهمی با او نداشته باشم

15- آیا شکمو هستید؟

الف) خیر

ب) به نظر خودم اصلا شکمو نیستم اما گاهی اطرافیانم مرا اینطور صدا می زنند

ج ) اگر منظور این باشد که از خوردن یک غذای خوشمزه که بسیار از آن لذت می برم، نمی توانم دست بشکم، بله من شکمو هستم

16- آیا دوست دارید در مورد دیگران و زندگی خصوصی آنها بیشتر بدانید؟

الف) خیر

ب) همیشه نه اما هر از گاهی از بودن در جمع افرادی که در مورد دیگران صحبت می کنند، لذت می برم

ج ) بله

17- آیا وقت و هزینه زیادی صرف ظاهرتان می کنید؟

الف) خیر

ب) بیشتر اوقات خیر اما دوست دارم ظاهرم مرتب و آراسته باشد

ج ) بله، اینکه چگونه در برابر دیگران ظاهر شوم برایم بسیار اهمیت دارد

18- آیا تاکنون بین دو نفر واسطه گری کرده اید؟

الف) هرگز

ب) یک بار

ج ) بیش از یک بار

19- دوست دارید خودتان میهمانی برگزار کنید یا به میهمانی دعوت شوید؟

الف) دوست دارم دعوت شوم

ب) برایم فرقی نمی کند

ج ) دوست دارم میهمانی برگزار کنم

20- در میهمانی فردی را می بینید که حس می کنید می تواند دوست خوبی برایتان باشد، دوست دارید تا پایان میهمانی کدام یک از این اتفاقات رخ دهد؟

الف) دوست دارم با او سر صحبت را باز کنم و شماره اش را بگیرم تا بعدا بتوانم با وی در تماس باشم

ب) همان شب او را دعوت می کنم تا چند روز بعد به منزل من بیاید و مرا از تنهایی درآورد

ج ) او را برای فردای آن روز به منزلم دعوت می کنم

21- آیا به سادگی به دیگران اعتماد می کنید؟

الف) به ندرت به کسی اعتماد می کنم

ب) معمولا

ج ) همیشه

22- آیا موافق آشنایی های قبل از ازدواج هستید؟

الف) خیر، این آشنایی ها یک اشتباه بزرگ هستند

ب) این نوع آشنایی ها گاهی مفید هستند و فقط بعضی ها خود واقعی شان را نشان می دهند

ج ) بله

23- آیا تاکنون از اینکه شرایط تحت کنترل تان نیست، مضطرب شده اید؟

الف) هرگز یا به ندرت

ب ) معمولا

ج ) همیشه

24- آیا دوست دارید همسرتان در بالاترین رتبه در محل کارش باشد؟

الف) خیر، دوست دارم در همان رتبه ای که هست، باقی بماند

ب ) من او را تشویق نمی کنم اما اگر خودش دوست داشته باشد، من هم برایش خوشحال می شوم

ج ) بله، من بهترین ها را برای همسرم می خواهم و دوست دارم همواره موفق باشد

25- آیا از زندگی تان راضی هستید؟

الف) بله

ب ) تا حدودی

ج ) خیر، من لیاقت بیشتر و بهتر از این را دارم.

کنترل کردن خود، کاری است که همه ما در طول زندگی کمابیش آن را انجام داده ایم

اما برخی مدام مشغول کنترل خود هستند و برخی دیگر هر از گاهی خود را کنترل می کنند

و عده معدودی هم چندان عقیده ای به کنترل کردن خود ندارند و دوست دارند همانگونه که واقعا هستند و فکر می کنند، دیده شوند.

افرادی که خود را کنترل می کنند هر قدر هم که در این زمینه مهارت داشته باشند،

بالاخره زمانی خود واقعی شان را نشان می دهند یا اگر احساسات شان را پنهان کنند،

ناگهان در برخی از رفتارهایشان حس واقعی خود را نشان می دهند.

کنترل کردن ابعاد مختلفی دارد؛ مثلا کنترل ظاهر، غذای مورد علاقه، رفتار، احساسات، نحوه صحبت کردن و …

در واقع کنترل ظاهر گاهی در بعضی افراد به حدی زیاد می شود که دست به اعمال جراحی زیبایی می زنند.

بیشتر افراد نه تنها مدام در حال کنترل خود هستند، بلکه تلاش می کنند

زندگی اطرافیانشان را هم کنترل کنند؛ چون تنها در این صورت است که احساس آرامش می کنند

و می توانند نگرانی هایشان را کم کنند.

بسیاری از این افراد گمان می کنند با کنترل زندگی اطرافیانشان می توانند

کنترل بیشتری بر زندگی خودشان نیز داشته باشند. هر چند که بسیاری اوقات این تلاش،

نتیجه معکوس می دهد و نه تنها اضطراب فرد را کم نمی کند، بلکه بر نگرانی های او نیز اضافه خواهد کرد.

موارد زیر از جمله نشانه های افرادی است که سعی می کنند خودشان را کنترل کنند تا فرد دیگری به نظر بیایند آنان:

* معتقدند دانش، قدرت می آورد. مدام در حال تلاش برای افزایش اطلاعات خود هستند، بخصوص در مورد انسان ها

* تلاش می کنند بر دیگران به خصوص همسرشان، مسلط باشند

* عاشق برگزار کردن میهمانی هستند؛ چون همه چیز در میهمانی تحت کنترل خودشان است.

* کارهایی مثل واسطه گری را دوست دارند؛ چون می توانند بر دیگران تاثیر بگذارند و شرایط را کنترل کنند.

* به ظاهرشان بسیار اهمیت می دهند.

* به عادت ها و علایق اطرافیانشان بسیار علاقه مندند.

به طور کلی کسی که مدام خود و اطرافیانش را کنترل می کند،

نیاز دارد که خودش هم تحت کنترل باشد و از غیرقابل کنترل بودن اوضاع وحشت دارد

و وقتی این حالت در او شدت یابد، سعی می کند از هر طریقی که می تواند، حتی قهر، زورگویی و دعوا دیگران را کنترل کند.


محاسبه امتیازات

برای پاسخ ج 2 امتیاز و پاسخ ب 1 امتیاز در نظر بگیرید و برای پاسخ الف هیچ امتیازی در نظر نگیرید.

امتیاز 36 تا 50

امتیاز شما نشان می دهد تا حدی علاقمند به کنترل کردن خود و شرایط هستید.

البته احساس می کنید که زندگی تان را تحت کنترل دارید.

بهتر است این حس کنترل را در خودتان مدیریت کنید و اجازه ندهید

این حس بیش از این در وجودتان رشد کند؛ چون اگر نتوانید این ویژگی را در حالت تعادل نگه دارید،

زندگی را به کام خود و اطرافیان تان تلخ خواهید کرد.

البته اینکه مدیر زندگی خود باشیم، بسیار خوب و پسندیده است اما یادتان باشد

که زندگی یک بازی گروهی است که ما برای موفقیت در آن به کمک، عشق، احترام و ارتباط با دیگران نیاز داریم.

ما نمی توانیم از زندگی انتظار داشته باشیم که فقط مطابق میل ما پیش برود.

گاهی کنترل کردن را کنار بگذارید، خودتان را به دست دریا بسپارید تا شما را به ساحل امنی که برایتان بهتر می داند، برساند.

امتیاز 21 تا 35

شما در وضعیت متعادلی قرار دارید. نه بیش از حد سعی در کنترل کردن خود،

شرایط و اطرافیان تان دارید و نه تحت کنترل دیگران هستید. یکی از اولویت های زندگی برای شما این است

که در زندگی خود و ارتباط با اطرافیان تان تعادل را حفظ کنید. شما معتقدید یک دست صدا ندارد،

همچنین این جمله را عمیقا باور دارید که «مشکلی که دیگران در رفع آن مشارکت کنند، قطعا برطرف خواهد شد.»

شما معتقدید مشورت و همکاری بهترین راه موفقیت و شادابی در زندگی هستند

و به همین دلیل زندگی را ساده تر از افرادی می دانید که مدام می خواهند خودشان

به تنهایی بار مشکلات را به دوش گرفته و همه چیز را تحت کنترل خود بگیرند.

امتیاز کمتر از 20

شما نه تنها اهل کنترل کردن نیستید، بلکه برعکس به همه جنبه های زندگی خیلی ساده نگاه می کنید

و اصلا آن را جدی نمی گیرید. شما انتخاب کرده اید با همین شرایطی که هست، زندگی کنید

و دلیلی برای کنترل امور نمی بینید. شما خود را در مسیر زندگی انداخته اید و همراه با مسیر زندگی پیش می روید.

تنها مشکلی که وجود دارد این است که اطرافیان تان خیلی ساده می توانند شما را تحت کنترل خود دربیاورند.

به خاطر بسپارید که شما مالک زندگی تان هستید و باید خودتان زندگی تان را مدیریت کنید؛

پس باید برای زندگی تان برنامه ریزی کنید تا بتوانید زندگی تان را مطابق خواست و اراده خود و اهداف تان پیش ببرید.

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی  علم روانشناسی مهم است زیرا:

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

روانشناسی امروزه در اکثر رشته های تحصیلی، روان شناسی به عنوان یکی دروس اصلی به شمار می رود. چرا که انسان هر کجا که برود با انسان های دیگر سرو کار خواهد داشت پس باید آن ها و مهم تر این که خود را بشناسد تا بتواند زندگی بهتری داشته باشد..

 

روانشناسی چیست؟

علم روان‌شناسی مفاهیمی همچون ادراک، شناخت، تمرکز، توجه، احساسات، پدیده شناسی، انگیزه،

کارکرد ذهن، شخصیت، رفتار، روابط بین فردی، خانواده و دیگر زمینه‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

روان‌شناسان زمینه‌های مختلف، روش‌های علمی و تجربی را برای استنباط

رابطه علت و معلولی و یا هر نوع رابطه همبستگی میان پدیده‌های گوناگون روان‌شناسی بکار می‌گیرند.

روان‌شناسی علمی فراشاخهای است؛ غیر قابلِ مشاهده

بودنِ موضوع این علم ـ یعنی ذهن و روان ـ و انتزاعی بودن مفاهیم آن، دلیل شباهت این علم به علوم انسانی است؛

اما از سوی دیگر مطالعه به «روش علمی»، و تجربی بودنِ بخشی از مراحل آزمایش،

روان‌شناسی را به دایرهٔ علوم تجربی می‌کشاند؛ همچنین عقیده و دیدگاه روان‌شناس نسبت

به انسان، در فرایند تحقیق بسیار مأثر است، لذا از این جنبه نیز، روان‌شناسی ی به

دنیای فلسفه مرتبط می‌شود. به این ترتیب شاید بتوان روان‌شناسی را حقیقتاً

آمیزه‌ای منحصربه‌فرد از علوم گوناگونی نظیر زیست‌شناسی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و … دانست.

روان‌شناسی، علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ

بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخه‌های تحصیلی است

که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی، با مفاهیمی نظیر رشد، سلامت، رفتارهای اجتماعی، شناخت و … را در بر می‌گیرد.

روانشناسی زن و مرد :

همانگونه که میان دو جنس از نظر ساختمان بدنی تفاوت وجود دارد، از لحاظ

ویژگی های روانی نیز تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود که بعضی از آنها در این قسمت مطرح می گردند:

 تفاوت های روانشناسی:

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی

که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند.

در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد.

زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند .

دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند.

مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند.

زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد

و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .

مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

 

روانشناسی را فرا بگیریم

 

روانشناسی و اهمیت مطالعه آن در فرانیاز

 

 

 

 

به احتمال خیلی زیاد اکثر ما دارای فرزند خواهیم شد. اگر از روان شناسی رشد آگاهی پیدا کنیم ، خواهیم دانست که مراحل مختلف زندگی چگونه است.

از تشکیل نطفه، دوران جنینی، اتفاقات حین زایمان، نوزادی، عقب ماندگی های احتمالی و روش های جلوگیری از آن هاو… اطلاع خواهیم داشت و این آگاهی کمک خواهد کرد که فرزندان و در نتیجه نسلی سالم تری تربیت کنیم و در نهایت جامعه ی سالم تری داشته باشیم.

به عبارت دیگر، ‌آگاهی از حالت های روانی انسان ها در هر یک مراحل کودکی، نوجوانی، جوانی ، بزرگ سالی و پیری، باعث نشان دادن واکنش متناسب با انتظارهای هر یک از افراد اجتماع خواهد شد.

اخیراً مشکلات سلامت روان بیشتر شده و یا اینکه بشر بیشتر به آن توجه کرده‌است

رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند.

به احتمال خیلی زیاد اکثر ما دارای فرزند خواهیم شد. اگر از روان شناسی رشد آگاهی پیدا کنیم ، خواهیم دانست که مراحل مختلف زندگی چگونه است.

 

روانشناسی چیست؟

روانشناسی چیست؟ روانشناسی علم مطالعه رفتار و فرآیندهای موجود زنده

روانشناسی چیست؟]

روانشناسی چیست؟

روانشناسی چیست؟ روانشاسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

 روانشناسی چیست؟ روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

روانشناسی چیست؟اشکی که کودک در غیاب مادر خود می ریزد یک رفتار قابل مشاهده است.

 روانشناسی چیست؟روان شناسی را مطالعه ی علمی رفتار و فرآیند های ذهنی تعریف می کنند.

برخی روان شناسان، از جمله رفتار گرایان، معتقدند که فرآیند های ذهنی قابل مطالعه نیست، یعنی ما نمی دانیم در مغز کودک، چه می گذرد.

به همین خاطر عده ای این تعریف مقبول آنان نیست و روانشناسی را اینگونه تعریف میکنند:

روان شناسی  تنها علم مطالعه ی رفتار های قابل مشاهده است.

در تعریف کامل تر علم روانشناسی میتوان چنین گفت:

روان‌شناسی،

علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ

بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخه‌های تحصیلی است

که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی، با مفاهیمی نظیر رشد، سلامت، رفتارهای اجتماعی، شناخت و … را در بر می‌گیرد.

آغاز روان‌شناسی به شکل علمی و آکادمیک، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمی گردد؛

می‌توان گفت اکتشافات و تحقیقات قابل توجه در روان‌شناسی، تنها از حدود ۱۵۰ سال پیش شروع شده است؛

و این درحالی است که علوم تجربی دیگر از تاریخچه‌ای بلندتر و پربارتر برخوردار اند.

البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرن‌هاست که ذهن متفکران را به خود مشغول کرده

و آثار مکتوب آن از دانشمندان یونانی و متفکرانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو نیز در دست است،

اما این شاخه از علم تا پیش از روان‌شناسی جدید، به صورت مدون و آکادمیک مورد مطالعه قرار نگرفته بود.

در جهان صنعتی امروز، تقریباً هیچ فعالیت و حرفه‌ای یافت نمی‌شود که به درک

و اندیشهٔ انسانی وابسته نباشد؛ در نتیجه روان‌شناسی با زندگی انسان مدرن پیوندی نا گسستنی ایجاد کرده‌است.

بعلاوه رشد علم، تکنولوژی و سطح رفاه عمومی، موجب شده تا آدمی وقت بیشتری

برای تفکر و اندیشه پیدا کند؛ بنابراین مسائل، مشکلات و حتی بیماری‌های نوظهوری

در میان افکار و ذهنیات بشر پدید می‌آید که نیاز به یافتن راه حل، درمان و پیشگیری را دو چندان می‌کند؛

راه حلی که امروزه روان‌شناسی طلایه‌دار آن است.

روانشناسی چیست؟